×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
false
true
خاطره‌ای از شهید مدافع حرم حامد سلطانی

زمستون ٩۴ بود…زمستون ٩۴ بود…روستای خلصه جنوب حلب. از اون روزای زمستون بود که آفتابیه و هواش دلچسبه ، خیلی سرد نیستناهار آوردن گفتیم بریم روی پشت بوم سفره بندازیم ، آفتابش حال میدهجاتون خالی قرمه سبزی هم بود با نوشابه ، نشستیم که شروع کنیم یهو حامد پاشد گفت کسی دست به چیزی نزنه ، لعنت خدا بر کسی که قرمه رو بدون پیاز بخوره
پَرید چند تا پیاز از پایین آورددو سه تاشو زد با مُشت پهن سفره کرد و گفت حالا بخورید
از ٩۴ تا حالا ، قرمه رو بدون پیاز نخوردم جونِ حامد اما از حالا به بعد چه زهر ماریه قرمه با پیاز…

منبع: صفحه اینستاگرام سنگر نوشته

false
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false