صدور دستورالعمل جدید نظامی و ناکامی هژمونی آمریکا در برابر مقاومت و جنگ نامتقارن

  • کد خبر : 36020
  • 08 آذر 1404 - 20:21
صدور دستورالعمل جدید نظامی و ناکامی هژمونی آمریکا در برابر مقاومت و جنگ نامتقارن
وزارت دفاع آمریکا با صدور دستورالعمل جدید می‌کوشد «جنگ نامنظم» را به تمام بخش‌های مختلف رزمی خود تسری دهد؛ به اعتراف اسناد رسمی آمریکایی، این تغییر دکترین در نتیجه ناکامی رفتار هژمونیک در برابر راهبرد مقاومت و رفتار نامتقارن بازیگرانی همچون ایران، اعمال می‌شود.

به گزارش اخبار جهادی، در روزهای پایانی مهر ماه، معاون وزیر دفاع آمریکا در امور سیاست‌گذاری، ، دستورالعملی را تحت عنوان «نسخه جدید آیین‌نامه وزارت دفاع درباره جنگ نامنظم»، امضا کرد؛ در این سند، جنگ نامنظم به عنوان «فعالیتی مشترک میان نیروهای متعارف و نیروهای عملیات ویژه» تعریف می‌شود. اما این خبر چرا حائز اهمیت است و از چه تحولی پرده برمی‌دارد؟ به گفته کارشناسان و عوامل باسابقه این حوزه، این اقدام می‌تواند به مثابه تحولی مهم در رویکرد آمریکا نسبت به «منطقه خاکستری» باشد، اما عملی شدن آن بسیار مورد تردید است.

تغییر رویکرد پنتاگون و رسمی‌شدن نقش نیروهای متعارف در جنگ نامنظم
انتشار دستورالعمل جدید «آیین‌نامه وزارت دفاع درباره جنگ نامنظم» نقطۀ عطفی در تحول دکترین امنیت ملی و نظامی آمریکا محسوب می‌شود. این سند برای نخستین‌بار نقش نیروهای متعارف را در کنار نیروهای عملیات ویژه در حوزه جنگ نامنظم تثبیت می‌کند و بیانگر این است که پنتاگون قصد دارد منطق نبرد آینده را از قالب جنگ‌های کلاسیک به حوزه‌های اطلاعاتی، سایبری، روانی، نفوذ و اختلال زیرساختی منتقل کند. این تغییر نه یک اصلاح تاکتیکی، بلکه نشانه‌ای از آغاز بازنویسی دکترین جنگی آمریکا است. (DODI ۳۰۰۰.۰۷، ۲۰۲۵).

این سند همچنین گویای پذیرش یک واقعیت جدید در آمریکا است: نبرد آینده در منطقه خاکستری و در پیوستار رقابت و نه در میدان‌های جنگ کلاسیک، رقم می‌خورد. چین، روسیه، ایران و کره شمالی سال‌هاست چنین الگویی را دنبال می‌کنند و آمریکا پس از متحمل شدن دو دهه هزینه سنگین، این واقعیت را دریافته است. این دستورالعمل تأکید می‌کند که جنگ نامنظم، عملیات اطلاعاتی و فعالیت‌های غیرجنبشی باید هم‌تراز با قدرت سخت متعارف در برنامه‌ریزی دفاعی قرار گیرد. (U. S. Department of Defense Policy Memorandum)

مرور اسناد رسمی که تغییر دکترین را شکل داده‌اند
باید توجه داشت که این تغییر مسیر، در یک بازه زمانی کوتاه چند ماهه رخ نداده است بلکه مجموعه‌ای از اسناد راهبردی آمریکا از ۲۰۱۸ تاکنون را باید مورد توجه قرار داد. «راهبرد ملی دفاعی ۲۰۱۸» و «ضمیمه جنگ نامنظم» در ۲۰۲۰ ازجمله اولین اسناد مرتبط با این تغییر رویکرد هستند. در ضمیمه مذکور، وزارت دفاع تصریح کرد که جنگ نامنظم باید به یک «کفایت محوری» برای تمام نیروهای مشترک تبدیل شود و اتکا به نیروهای عملیات ویژه کافی نیست. مرکز پژوهش‌های کنگره در ۲۰۲۴ نیز تأیید کرد که نیروهای متعارف باید درون ساختار جنگ نامنظم ادغام شوند؛ زیرا تهدیدات اصلی آمریکا امروز در حوزه رقابت زیر-آستانه‌ای شکل می‌گیرد. Congressional Research Service, ۲۰۲۴)).

«راهبرد ملی دفاعی ۲۰۲۲» نیز سه ستون اصلی را برای دکترین جدید آمریکا ترسیم کرد: بازدارندگی یکپارچه، کمپین‌سازی مستمر و ایجاد مزیت‌های پایدار. این سند وزارت دفاع را موظف می‌کند که روزانه و به شکل مستمر در سراسر طیف رقابت علیه چین، روسیه، ایران و دیگر رقبای کلیدی هزینه ایجاد کند؛ نه فقط در زمان جنگ. این فلسفه با دو سند مهم دیگر همسو است: «مفهوم مشترک برای کمپین‌سازی یکپارچه» (۲۰۱۸) و «مفهوم مشترک برای رقابت» (۲۰۲۳)، که هر دو، جنگ را یک پیوستار و منطقه خاکستری را میدان اصلی رقابت تعریف می‌کنند. (Joint Concept for Integrated Campaigning ۲۰۱۸؛ Joint Concept for Competing ۲۰۲۳)

نهایتاً، جامعه اطلاعاتی آمریکا در سال ۲۰۲۴ «واژه‌نامۀ منطقه خاکستری» را منتشر کرد که به صراحت تأکید می‌کند رقابت راهبردی آینده میان قدرت‌ها در مرز میان دیپلماسی رسمی و جنگ مسلحانه رخ می‌دهد؛ یعنی دقیقاً همان جایی که جنگ نامنظم تعریف می‌شود. این مجموعه اسناد، وقتی در کنار آیین‌نامۀ جدید پنتاگون قرار می‌گیرند، نشان می‌دهند که آمریکا در حال انتقال از دکترین جنگ پرشدت به یک دکترین رقابتی دائمی مبتنی بر جنگ نامنظم است. (U. S. Intelligence Community Gray Zone Lexicon, ۲۰۲۴)

شکست رفتار هژمونیک در برابر فرهنگ مقاومت
بازطراحی دکترین دفاعی آمریکا بدون تحلیل تجربه میدانی دو دهه گذشته، به‌ویژه مواجهه با ایران و محور مقاومت، قابل فهم نیست. از اوایل دهه ۲۰۰۰ تاکنون، آمریکا یک جنگ طولانی را آغاز کرد که هدف نهایی آن تجزیه ایران بود. این جنگ، در اندیشکده‌های آمریکایی به عنوان «رقابت زیر آستانه جنگ» توصیف شد.

ایران با اتکا بر سه مؤلفه اصلی شبکه نیروهای مقاومت، قدرت موشکی-پهپادی و جنگ نامتقارن در منطقه خاکستری، هزینه حضور آمریکا و پادگان صهیونیستی آن را در منطقه به‌طور چشمگیری افزایش داد و ابتکار عمل را در بسیاری از جبهه‌ها از واشنگتن گرفت. این الگو در جنگ ۱۲ روزه ۲۰۲۵ به اوج خود رسید. آمریکا و اسرائیل به برخی زیرساخت‌های ایران لطمه زدند، اما پاسخ موشکی و پهپادی سنگین ایران نشان داد که قدرت متعارف آمریکا دیگر توان ایجاد بازدارندگی قاطع ندارد. جنگ بدون تغییر رفتار ایران و بدون تحقق اهداف راهبردی آمریکا پایان یافت و حتی منابع رسمی آمریکایی، ازجمله مدیر اطلاعات ملی نیز به این واقعیت اعتراف کردند.

همچنین سقوط مشروعیت آمریکا به‌دلیل حمایت از نسل‌کشی در غزه، موجب افزایش هزینه‌های اعمال قدرت آمریکا در سراسر جهان شده است. کشورها در جنوب و شرق آسیا، غرب آسیا و آمریکای جنوبی، بیش از این آمریکا را «یک قدرت هژمونیک» تلقی نمی‌کنند، بلکه آن را به عنوان یک بازیگر بحران‌ساز ارزیابی می‌کنند که برقراری ارتباط با آن بسیار پرهزینه است. الگوی مقاومت یمن، لبنان، عراق و فلسطین نشان داد که مقابله با هژمونی آمریکا ممکن و مؤثر است؛ و همین مشاهده، محاسبات بسیاری از دولت-ملت‌ها را تغییر داده است؛ گزارش ارزیابی مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی به صراحت این ادعا را تأیید می‌کند.

دو دهه شکست آمریکایی در برابر دو دهه تجربه‌اندوزی محور مقاومت
از دید قانون گذاران آمریکایی، ناکامی در مهار محور مقاومت و هزینه‌های سنگین این مواجهه، نشان می‌دهد که الگوی پیشین یعنی اتکا به قدرت سخت، عملیات ویژه و فشار مستقیم، کارکرد خود را از دست داده است. به همین دلیل، پنتاگون اکنون تلاش دارد با دکترین جدید جنگ نامنظم، یک «کمپین دائمی» در منطقه خاکستری علیه ایران، چین و روسیه طراحی کند تا ابتکار عمل را بازپس گیرد. بازنویسی آیین‌نامه مذکور در سپتامبر ۲۰۲۵ در واقع یک واکنش نهادی به همین شکست تدریجی است.

در نتیجه، این تغییر دکترین را باید اعترافی غیرمستقیم به این واقعیت دانست که آمریکا دوران هژمونی بدون چالش را پشت سر گذاشته است. جهان امروز هزینه‌های اعمال قدرت را برای آمریکا به شدت افزایش داده و فرهنگ مقاومت، رفتار هژمونیک آمریکایی را غیرممکن ساخته است. پنتاگون در تلاش است تا با اعمال تغییر در دکترین و تحولات ساختاری، هزینه‌های خود را مدیریت کند اما موفقیت این تلاش به اراده سیاسی و توان عملیاتی در اجرای واقعی جنگ نامنظم بستگی دارد که آمریکا تقریباً هیچ تجربه مشخص و موفقی در این حیطه ندارد؛ درحالی که رقبای آمریکا و به صورت مشخص ایران، بیش از دو دهه تجربه موفق و مؤثر را در این حیطه اندوخته‌اند.

انتهای پیام/

لینک کوتاه : https://akhbarjahadi.ir/?p=36020

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.